جمال رضايى
267
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل يك كشمانها و زمينهاى زراعتى چنانكه بارها در اين كتاب آمده بيرجند پيش از آنكه به گونهء « شهر » درآيد يك « ده » بزرگ بوده است كه آن را « قصبهء قهستان » مىخواندهاند و بزرگترين قنات آن نيز به همين اسم ناميده مىشده كه هنوز هم نامش همان است و زندگى مردم آن بيشتر از راه كشاورزى در اين « ده » و روستاهاى كوچك و بزرگ پيرامون آن تأمين مىشده است . در جستار دوم از قناتهاى شهر بيرجند سخن گفتيم و نيازى به تكرار آن مطالب نيست . آنچه در اينجا بايد بياوريم اينست كه در گذشته هريك از اين قناتها مقدار زيادى زمين زراعتى را مشروب مىكرد و كشاورزان ( برزگران ) در آن زمينها به كشت و ورز مشغول بودند . در گويش بيرجند به مجموعهء زمينهاى زراعتى كه از آب يك قنات مشروب مىشود « كشمان » « 1 » مىگويند و زمينهاى بيرون از اين مجموعه را كه در زمستانها با مازاد آب هر قنات آبيارى مىشود « دشت » مىنامند بجز اين زمينها تعداد زيادى « بند » و سدّ خاكى در پيرامون شهر احداث كرده بودند ( كه برخى هنوز هم هست ) كه با آب سيل پر مىگشت و پس از آنكه آب آنها تبخير مىشد و فرو مىنشست آنها را زراعت مىكردند . همچنين در زمينهاى مستعدّ و حاصلخيز بيابانهاى اطراف شهر و دامنه كوهستان زراعت « ديم » مىكردند . بنابراين زمينهاى زراعتى بيرجند چهار نوع بود : كشمانها ، دشتها ، بندها ، ديمهزارها . 1 - كشمانها : بيرجند - چنانكه قبلا گفتهايم - دو قنات بزرگ داشت كه هنوز هم جارى است : يكى به نام
--> ( 1 ) . واژهء « كشمان » در گويش بيرجند « كشما [ ن ] Kesmo [ n ] » تلفّظ مىشود . براى آگاهى بيشتر از معنى اين كلمه و نيز ساختمان آن نگاه كنيد به « واژهنامهء گويش بيرجند » و پانويس صفحات 419 و 420 « بررسى گويش بيرجند » .